قسمتی از وصیتنامه امام موسی بن جعفر(ع) به فرزندشان
در تحف العقول آمده است که ایشان به یکى از فرزندانشان چنین سفارش مىکردند: اى
فرزندم، مبادا که خداوند تو را در حال ارتکاب معصیتى ببیند و مبادا تو را
در جایى که فرمان داده (در میان بندگان صالح نبیند.) خود را در عبادت حق،
مقصر بدان، زیرا خداوند آن گونه که باید، عبادت نشده است. و بپرهیز از کم
حوصلگى و تنبلى که این دو صفت، تو را از بهره (نعمت) دنیا و آخرت محروم
مىکنند.
امام کاظم علیه السلام در وصیتى به هشام بن حکم مىفرمایند: اى هشام، اگر
در دستت گردویى بود و مردم آن را گوهر خواندند مغرور مشو که براى تو سودى
ندارد، زیرا تو مىدانى آنچه در دست دارى گردو است . و اگر در دست خود
گوهرى داشتى و مردم آن را گردو خواندند گفته آنان به تو ضرر نمىرساند،
زیرا تو مىدانى که گوهر دارى . اى هشام، ملایمت را پیشه کن که ملایمت خوش
یمن، و خشونت و بدرفتارى نحس و شوم است و نیکى و خُلق نیکو، خانه را آباد
و روزى را زیاد مىکند که خداى فرموده است: پاداش نیکى، نیکى است همه مردم
– چه مؤمن و چه کافر – مشمول این قاعدهاند . هر کس به تو نیکى کرد بر تو
است که کار او را جبران کنى و اگر همانگونه که دربارهات احسان کردهاند
احسان کنى، کارى نکردهاى، بلکه فضل، از آن کسى است که ابتدائا احسان کند.
مؤمن همچون ترازو می باشد!
مؤمن همانند دو کفه ترازوست که هرچه بر ایمان او افزوده شود، گرفتارىاش
فزونى گیرد. حُسن مجاورت، نیازردن همسایه نیست، بلکه صبر بر آزار همسایه
است . برترى فقیه و دانشمند بر عابد، همانند برترى خورشید بر سایر ستارگان
است.
و نیز فرمود: روز قیامت منادى ندا مىدهد: هر کس که بر خداوند حقى دارد
برخیزد، تنها، کسى که برمىخیزد شخصى با گذشت و مصلح است که پاداش او با
خداست . پس فرمود: بخشنده و خوشخو در حمایت خداوند است و خدا او را تا
ورود به بهشت همراهى مىکند . پدرم پیوسته مرا به سخا و حُسن خلق سفارش
مىکرد تا وفات یافتند.
یک شبی مجنون نمازش را شکست / بی وضو در کوچه ی لیلا نشست