عــالــم در حــال تــســبیــح و ذکــرنــد..

‌شعری از مولوی مبنی بر تسبیح موجودات:

گـر تـرا از غيب چشمي باز شد       بـا تــو ذرات جهــان همــراز شد

نطق خاك و نطق آب و نطق گل      هست محسوس حواس اهل دل

جملــه ذرات عــالــم در نهـــــان      با تو مـي‌گوينــد روزان و شــبـان

ما سميعيم و بصير و باهشيــــم      با شما نامحرمان ما خاموشيـــم

از جمادي سوي جان جان شويد      غلغل اجــزاي عــالــم بشنويــــد

فــاش تســبيح جمــادات آيــدت       وسـوســه تــاويــلــها بــزدايــدت

 

 

سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ﴿1﴾

آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همه تسبیح خدا می گویند؛ و او عزیز و حکیم است!

real-god.mihanblog

درختی در استرالیا که دقیقاْ رو به قبله و در حالت رکوع نمازگذاران ایستاده است

 

www.real-god.mihanblog.com

درختانی در آلمان که با شاخه های خود کلمه مبارکه لا اله الا الله را تشکیل داده اند

Ýbretlik Resimler

real-god.mihanblog

کندوی زنبور عسل.زنبورها کلمه الله را در کندویشان به وجود آورده اند

real-god.mihanblog

درختی كه به شكل طبیعی به نام الله مزین شده است

real-god.mihanblog

تصویری از نام مبارك الله كه بر روی گل نقش بسته است

real-god.mihanblog

تصویر اسبی كه نام مبارك الله بر روی پوستش نقش بسته است

مكان: هندوستان

مالك اسب: Nana Whanmane

تصویر گرفته شده توسط : Nazim K. Deshmukh

www.real-god.mihanblog.com

ابرها کلمه مقدس الله را تشکیل داده اند

real-god.mihanblogreal-god.mihanblogreal-god.mihanblog

نام مبارك و اعظم الله نقش بسته بر روی گوش نوزادی كه در امارات متحده عربی به دنیا آمده است

این نوزاد نوزاد اول خانمی در دبی است كه فرزند خود را در ساعت 12 و 30 دقیقه ی ظهر در بیمارستان "الوصل" در دبی به دنیا آورده است و پس از تولد متوجه شده اند كه نام جلاله ی الله بر روی گوش نوزاد نقش بسته است

real-god.mihanblog

تصویری از شمال مدینه كه توسط نقشه سایت yahoo map نمایش داده میشود و نام مبار الله را به وضوح در آن میتوان دید

real-god.mihanblog

تصاویری از مسجد الحرام و مسجد النبی  در مكه مكرمه و مدینه منوره

هیچ مكانی بر روی كره ی زمین از این فاصله نورانی دیده نمیشود اما این دو مكان...

تصویر از : ناسا

real-god.mihanblog

پشت دست راست خود را نگاه كنید...!

اگر دقت كنید میبینید كه نام مبارك الله را میتوان بر روی حالت انگشتان دست نمایان نمود

real-god.mihanblog

real-god.mihanblog

real-god.mihanblog

این تصاویر كه توسط سازمان فضایی ناسا در سال 2003 میلادی گرفته شده اند نشان دهنده ی وجود نام مبارك الله بر روی قاره ی آفریقا میباشند كه این تصویر نیز به وضوح مشخص میباشد

real-god.mihanblog

real-god.mihanblog

تصویری از نام مبارك الله كه بر روی بدن یك بره نقش بسته است

مكان : فلسطین

تصویر از : BBC & Reuters News

تاریخ : March 22, 2004

real-god.mihanblog

real-god.mihanblog

تصویری دیگر ار نام مبارك و عظیم الله كه توسط ابرها تشكیل شده است

مكان :

جاده ی كوهستان لمبو

اندونزی 

زمان : 7th, October 2005.

real-god.mihanblog

نام مبارك الله كه بر روی بدن یك ماهل نقش بسته است

مكان: هندوستان

عكاس و دارنده ی ماهی:

Mr. Mahmood Ghulam Patel

mahmoodpatel[at]yahoo.com

real-god.mihanblog

real-god.mihanblog

تصویری از برف در حال ذوب كه نام مبارك الله را تشكیل داده است

تاریخ :

6 فروردین سال 1383

جاده ی میانی شهرستانهای سقز و بانه - استان كردستان

عكس از : آقای سید عبدالله حسینی

real-god.mihanblog

تصویری از یك پرنده كه بر روی بال آن نام مبارك الله نقش بسته است

real-god.mihanblog

real-god.mihanblog

جمله ی (محمد رسول الله) كه بر روی سنگ اپن یك آشپزخانه نقش بسته است

محل رویت : شیراز

 real-god.mihanblog

نامهای مبارك الله و محمد (ص) كه بر روی بدن ماهی صید شده توسط یك لبنانی مسیحی نقش بسته است

صید شده توسط:

آقای عبدالله عبدالقدیر

هم اكنون این ماهی در موزه ی اسلامی مالزی در كوالالامپور موجود است

real-god.mihanblog

www.real-god.mihanblog.com

تصویری دیگر از نام مبارك الله نقش بسته در هندوانه

real-god.mihanblog

تصویری از یك كدو كه بر روی پوسته ی آن كلمه ی آمنو بالله نقش بسته است

زمان مشاهده:

سال 1383 - استان اصفهان

real-god.mihanblog

real-god.mihanblog.com

شاخه ی كاكتوسی كه به شكل نام مبارك الله روییده است

www.real-god.mihanblog.com

 

تصویری ار كلمه احد نقش بسته بر روی بر روی خورشید كه در تاریخ:

30 خرداد سال 1382

توسط سازمان فضایی ناسا گرفته شده

real-god.mihanblog

تصویری از نام مبارك الله بر روی اقیانوس كره ی زمین  كه از فضا توسط فضاپیمای آپولو 11 گرفته شده است

 

 

 

 

« در زمین برای اهل یقین نشانه های توحید بسیار است »

«سوره الذاریات آیه ۲۰»

زیارت عاشورا

یکی از غنی‏ترین منابع شناخت و معرفت، دعاها و زیارت‏نامه‏هاست که معصومان علیهم‏السلام بیان کرده‏اند، این دعاها و زیارت‏نامه‏ها نه مثل قرآن است که در حکم قانون اساسی و بیان کلیّات باشد و نه همچون سایر روایات، محدود به فهم و درک مخاطب می‏باشد، بلکه جملاتی دلنشین است که معصومان ـ سلام اللّه علیهم اجمعین ـ در خلوتخانه سِرّشان با خداوند سخن گفته‏اند.

آنان بلندترین معارف را در زیباترین الفاظ و رساترین جملات بیان فرموده‏اند.


 

علامه حسن‏زاده آملی ـ دام عزه ـ در این باره نوشته است:

«ادعیّه مأثوره هر یک مقامی از مقامات انشایی و علمی ائمه دین است، لطایفِ شوقی و عرفانی و مقامات ذوقی و شهودی که در ادعیّه نهفته‏اند و از آن‏ها مستفاد می‏شوند، در روایات وجود ندارند و دیده نمی‏شوند؛ زیرا در روایات مخاطب مردم‏اند و با آنان محاورت داشته‏اند و به فراخور عقل و فهم و ادراک و معرفت آنان با آنان تکلم  می‏کردند و سخن می‏گفتند نه به کُنه عقل خودشان هر چه را که گفتنی بود:

 فی الکافی عن الصادق علیه‏السلام : "ما کَلَّم رَسُولُ اللّهِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم الْعِبادَ بِکُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ"(1)

و در روایت دیگر نیز:

قال رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم : "اِنّا مَعاشِرَ الأَنْبِیاءِ أُمِرنا أَنْ نُکَلِّمَ النّاسَ عَلی قَدْرِ عُقُولِهِمْ"(2)

امّا در ادعیه و مناجات‏ها با جمال و جلال و حسنِ مطلقِ و محبوب ومعشوق حقیقی به راز و نیاز بودند، لذا آنچه در نهانخانه سِرّ و نگارخانه عشق و بیت المعمورِ ادب داشتند به زبان آوردند و به کنه عقل خودشان مناجات و دعا داشتند.»(3)


زیارت عاشورا، دربردارنده زیباترین معارف عاشورایی است که کمتر زیارتنامه‏ای این ویژگی را داراست؛ چه این که زیارت عاشورا به اعتقاد محققان و محدّثان، حدیث قدسی(4) است. مرحوم محدث قمی قدس‏سره در این باره نوشته است:

«شیخ ما ثقة الاسلام نوری قدس‏سره فرموده است: اما زیارت عاشورا، پس در فضل و مقام آن بس که از سنخ سایر زیارات نیست که به ظاهر از انشا و املای معصومین علیهم‏السلام باشد، هر چند از قلوب مطهر ایشان چیزی جز آنچه از عالم بالا به آن جا رسد بیرون نیاید. بلکه از سنخ احادیث قدسیه است که به همین ترتیب از زیارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احدیت ـ جلّت عظمته ـ به جبرییل امین و از او به خاتم النبیین صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم رسیده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز یا کمتر در قضای حاجات و نیل مقاصد و دفع اعادی بی‏نظیر است.»(5)


از جهتی محوریت زیارت عاشورا کمکی است هر چند ناچیز به بالا بردن فرهنگ عاشورایی که بحمداللّه در جامعه دینی انس خاصی با این زیارت شریف به وجود آمده است و هر کوی و برزن به حلقه عشقِ زیارت عاشورا و بزم انس با شهدا و سالار شهیدان ابا عبداللّه الحسین علیه‏السلام تبدیل شده و در خودِ زیارت عاشورا، معرفت عاشورایی و حسینی به عنوان یکی از الطاف و کرامت‏های الهی معرفی شده است.(6)

پی نوشتها :

1- اصول کافی، ج 1، ص 23، ح 15، هیچ گاه پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با
     کسی با کُنه عقلش سخن نگفت.

2- همان؛ سفینة البحار، ج 2، ص 214، ماده عقل. ما پیامبران مأموریم با مردم، در
     حدّ فهمشان سخن بگوییم.

3- رساله نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، ص 31؛ نهج‏الولایه، ص 62.

4- حدیث قدسی به احادیثی گفته می‏شود که سند آن توسط هر یک از معصومان علیهم‏السلام به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و از ایشان به جبرییل و از جبرییل به خداوند تبارک و تعالی می‏رسد، که گوینده اصلی آن خداوند است.

5- مفاتیح الجنان، ص 829.

6- «فأسل اللّه الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفة اولیائکم و رزقنی البرائة من اعدائکم اَنْ یجعلنی معکم فی‏الدنیا و الآخرة»؛

 «از خداوندی که به من معرفت شما [حسین علیه‏السلام و اهل بیت علیهم‏السلام  وشناخت یاران شما را عنایت فرمود و نعمت برائت از دشمنانتان را روزیم گردانید، می‏خواهم که مرا در دنیا وآخرت با شما محشور فرماید.»

 

 

دعای یستشیر

سیّد بن طاوس در مهج الدّعوات از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام نقل کرده است که حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله این دعا را تعلیم من نمود و امر کرد مرا که براى هر شدّت و رخا این دعا را بخوانم و تعلیم نمایم به خلیفه بعد از خود و ترک ننمایم این دعا را تا حقّ تعالى را ملاقات نمایم و فرمود که یا على هر صبح شام این دعا را بخوان که گنجى است از گنجهاى عرش الهى پس ابىّ بن کعب التماس کرد که حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله فضیلت این دعا را بیان فرماید حضرت بعضى از ثواب بسیار آنرا فرمود هر که طالبست رجوع به کتاب مهج نماید.

 

 برای خواندن این دعا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 

ادامه نوشته

مهدویت در اندیشۀ امام خمینی (ره)

اساسی ترین شاخصۀ فکری شیعه و وجه تمایز آن با فرقه های اهل سنت، اعتقاد به اصل امامت است که بر اساس این تفکّر، خداوند هیچگاه زمین را خالی از حجت خویش نمی گذارد. بر همین اساس، شیعیان بر حیات و غیبت ظاهری حضرت حجت (ع) اعتقاد راسخ دارند و با استناد به آیۀ شریفۀ «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمۀ و نجعلهم الوارثین»1 قائل به تحقق تشکیل حکومت جهانی مستضعفین توسط آن حضرت (عج) می باشند.

تا پیش از شکل گیری نهضت تحول آفرین امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی ایران، یکی از مظلوم ترین زوایای منظومۀ فکری شیعه، اندیشۀ مهدویت و انتظار حضرت ولی عصر (عج) بود؛ این اندیشه که ذاتا تکاپوآفرین و امیدبخش است به محاق رفته بود و عده ای با تفاسیر نادرست و جاهلانه، آن را به صرف انتظار و سکوت مطلق، و یا در مرحله ای فجیع تر با استناد به حدیث «یملأ اللهُ به الارضَ قسطاً و عدلاً بعد ما مَلَئَت ظلماً و جوراً»، کمک به فراگیری فساد و فحشاء برای تعجیل در فرج حضرت (!)، تضعیف و تحریف می کردند.

استاد شهید مطهری (ره) در پاسخ به چنین تفکر باطلی ضمن تشکیک در سند روایت مذکور می نویسد: «چنین برداشت و تفکری خلاف مسلمّات اسلام است، چون مسئلۀ امر به معروف و نهی از منکر با این عقیده در تعارض است.»2

به تعبیر مقام معظم رهبری «اگر دنیا را خورشیدی روشن خواهد کرد، به این معنی نیست که تا آمدن آن خورشید نورانی در تاریکی بنشینیم.» بلکه باید، آستین های همت را بالا زده و با «عمل» در تعجیل فرج حضرت کوشید؛ آنچنان که فرموده اند: «الانتظار افضل الاعمال» و نه «افضل الاحوال». بنابراین انتظار با «عمل» و «قیام» پیوند مستقیم دارد و ذاتاً از سکون و سکوت و «قعود» به دور است.

.

.

به ادامه مطلب مراجعه کنید . . .


ادامه نوشته

ارزش واقعی انسان به چیست؟

علامه محمد تقی جعفری (رحمه­ الله ­علیه) می­ گفتند: عده ­ای از جامعه ­شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».

برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه­ ی آن است. اما معیار ارزش انسان­ ها در چیست.

هر کدام از جامعه شناسان صحبت­هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.

بعد  وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می­خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می­ورزد.

کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.

اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی خداست.

علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان صحبت­های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.

وقتی تشویق آن­ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه­ السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه می­فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازه­ی چیزی است که دوست می­دارد».

وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه­ السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .

حضرت علامه در ادامه می­ گفتند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش می­آید؟ در واقع می­فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی­ ارزش است!

اینجاست که ارزش و مفهوم «ثار الله» معلوم می­شود. ثار الله اضافه­ ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه­ ی خدای متعال است.

شعری از مولوی

اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد              نشاط و عیش به باغ بقا توانی کرد

اگر به آب ریاضت برآوری غسلی             همه کدورت دل را صفا توانی کرد


ز منزل هوسات ار دو گام پیش نهی        نزول در حرم کبریا توانی کرد


درون بحر معانی لا نه آن گهری              که قدر و قیمت خود را بها توانی کرد


به همت ار نشوی در مقام خاک مقیم      مقام خویش بر اوج علا توانی کرد


اگر به جیب تفکر فروبری سر خویش       گذشته‌های قضا را ادا توانی کرد


ولیکن این صفت ره روان چالاکست         تو نازنین جهانی کجا توانی کرد


نه دست و پای اجل را فرو توانی بست     نه رنگ و بوی جهان را رها توانی کرد


تو رستم دل و جانی و سرور مردان         اگر به نفس لئیمت غزا توانی کرد


مگر که درد غم عشق سر زند در تو        به درد او غم دل را روا توانی کرد


ز خار چون و چرا این زمان چو درگذری     به باغ جنت وصلش چرا توانی کرد


اگرتو جنس همایی وجنس زاغ نه‌ای     ز جان تو میل به سوی هما توانی کرد