یک شبی مجنون نمازش را شکست / بی وضو در کوچه ی لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود / فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یارب از چه خارم کرده ای / برصلیب عشق دارم کرده ای
خسته ام زین عشق دلخونم مکن / من که خود مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم / این تو و لیلای تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم / در رگت پیدا و پنهانت منم
سالها با جور لیلا ساختی / من کنارت بودم و نشناختی
(این وبلاگ را جهت گردآوری نکات و روایات و اشارات عارفانه و اسلامی و هر مطلب که مارا به سمت خدا راهنمایی کند ایجاد کرده ام زیرا عشق حقیقی فقط عشق به خداست و عاشق ترین عاشقان خداست.)